تبليغاتX
وبلاگ لطيفي
وبلاگ لطيفي
بهار آمد بهار آمد سلام آورد مستان را
بهار آمد بهار آمد سلام آورد مستان رازبان سوسن از ساقی کرامت​های مستان گفتز اول باغ در مجلس نثار آورد آنگه نقلز گریه ابر نیسانی دم سرد زمستانیسقاهم ربهم خوردند و نام و ننگ گم کردنددرون مجمر دل​ها سپند و عود می​سوزددرآ در گلشن باقی برآ بر بام کان ساقیچو خوبان حله پوشیدند درآ در باغ و پس بنگرکه جان​ها را بهار آورد و ما را روی یار آوردز شمس الدین تبریزی به ناگه ساقی دولت از آن پیغامبر خوبان پیام آورد مستان راشنید آن سرو از سوسن قیام آورد مستان راچو دید از لاله کوهی که جام آورد مستان راچه حیلت کرد کز پرده به دام آورد مستان راچو آمد نامه ساقی چه نام آورد مستان راکه سرمای فراق او زکام آورد مستان راز پنهان خانه غیبی پیام آورد مستان راکه ساقی هر چه درباید تمام آورد مستان راببین کز جمله دولت​ها کدام آورد مستان رابه جام خاص سلطانی مدام آورد مستان را

|+| نوشته شده توسط مدير در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387 ساعت 12:37 |